ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
46
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
اى پسر عموها به خود آييد و از گمراهى برخى از ياوه سرايان پرهيز و بس كنيد و گرنه از بدبختيهايى كه بر سر شما خواهد رسيد بيمناكم ، همانگونه كه پيش از شما اقوام عاد و ثمود آن را چشيدند و چيزى از آنان باقى نماند . و از اين شگفت تر براى شما موضوع سنگى است كه بر دست آن مرد چسبيد كه با آن آهنگ مرد شكيباى پرهيزكار راستگو را داشت . . . گويند : مشهور است كه مأمون خليفه عباسى مى گفته است به خدا سوگند ابو طالب با سرودن اين ابيات خود مسلمان شده است : پيامبر ( ص ) يعنى پيامبر خداوند را يارى مى دهم با شمشيرهاى سيمگونى كه همچون برق مى درخشد . من از رسول خدا ( ص ) دفاع و حمايت مى كنم ، حمايت شخصى كه بر او مشفق است . . . گويند : در سيره چنين آمده است و بيشتر مورخان آن را نقل كردهاند كه چون عمرو بن عاص به حبشه رفت كه براى جعفر بن ابى طالب و يارانش پيش نجاشى حيله سازى كند چنين سرود : دخترم مى گويد : آهنگ كجا دارى كجا ، و جدايى از من در نظر ناستوده نيست مى گويم : رهايم كن و آزادم بگذار كه من در مورد جعفر آهنگ رفتن پيش نجاشى دارم . . . عمرو عاص را دشمن پسر دشمن مى ناميدند زيرا پدرش چنان بود كه در مكه هرگاه پيامبر ( ص ) از كنارش مى گذشت مى گفت به خدا سوگند من ترا سرزنش مى كنم و دشمن مى دارم و در مورد او اين آيه نازل شد كه : « همانا دشمن بدگوى تو دم بريده و مقطوع النسل است . » گويند : ابو طالب براى نجاشى شعرى سرود و گسيل داشت و او را به گرامى داشتن جعفر و يارانش و روى گرداندن از آنچه عمرو عاص دربارهء او و يارانش مى گويد تشويق كرد و از جمله آنها اين ابيات است . اى كاش بدانم جعفر در برابر عمرو عاص و ديگر دشمنان نزديك پيامبر ( ص ) ميان مردم چگونه است ، آيا احسان نجاشى جعفر و يارانش را شامل شده است يا در اثر فتنهانگيزيهاى آن فتنه انگيز از آن كار باز مانده است . و قصيدهاى مفصل است .